خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۷۱ - وقال ایضاً فیه عند قدومه من السفر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآمد بنیکوتر اختر شکوفهجهان کرد ناگه منوّر شکوفه
۲
زشاخ درختان چنان می درخشدکه پروین زبرج دو پیکر شکوفه
۳
زنجم و شجر می دهد یاد ما راچو بر شاخ گردد مصوّر شکوفه
۴
سپیده دم مستطیرست گوییدمیده بر اطراف خاور شکوفه
صفحهٔ ۱ از ۲۷