خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضاً
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خداوندی که گردون با همه فرمان دهیمیکشد از بندگانت صد هزاران سلطنه
۲
پاسبان بام قدرت آسمان دیده ورمفرد درگاه جاهت آفتاب یک تنه
۳
می درآری از کمال عاطفت دستی بسرهر کرا بینی ز غم دل سوخته چون مدخنه
۴
شرم دارد روی خود را، زان زند پیوسته آهدشمنت تا نیز روی خود نبیند زاینه
صفحهٔ ۱ از ۳