شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۷۳ - وقال ایضاً بمدح الصاحب عمیدالدین الفارسی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدیدمت نه سر آن معاملت داریکه دست بازکشی یکدم از ستمکاری
۲
تو آن چنان ز شراب غرور سرمستیکه خون خلق بریزیّ و جرعه پنداری
۳
چو آفتاب همی بینم آنکه سوی رختروانه گردد از اطراف خطّ بیزاری
۴
همه سیه گری آموختی ز طره خویشچرا ز چهره نیاموختی نکوکاری ؟
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth