خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی که بار دهد شاه بر سریر سرورکه باد تا به قیامت به عهد او معمور
۲
سپهر مجمره گردان بود به پایه تختشمال مروحه بر دارد از برای بخور
۳
مشام چرخ معطر شود ز نکهت عودبخور عطر معطر کند دماغ طیور
۴
ز فیض پرتو تاج مرصع خسروبر آسمان چهارم رسد ز شعشعه نور
صفحهٔ ۱ از ۵