خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو راست لعل شکر بار و در میان گوهرمیان لعل چرا کرده ای نهان گوهر
۲
به خنده چون لب یاقوت رنگ بگشائیز شرم زرد شود همچو زعفران گوهر
۳
رخم چو زرد شد و از جزع دیده هر ساعتفشانم از غم آن لعل درفشان گوهر
۴
چنان به چشم تو بی قیمتم ز بی درمیکه روز بزم به چشم خدایگان گوهر
صفحهٔ ۱ از ۷