خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهی زلفین عنبر بار بر دوشحدیث ما نیاری هیچ در گوش
۲
خروش ما زخواری ناشنیدهچرا خیره نهی زلفین بر گوش؟
۳
چو تا با من سخن گویی ز شادیچو مرزنگوش گردم سر به سر گوش
۴
چو من با تو غمی خواهم که گویمنداری ای عجب گویی مگر گوش؟
صفحهٔ ۱ از ۹