شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۴۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دادیم دل به دست تو در پای مفکنشغافل مشو ز ناله و زاری و شیونش
۲
چون دست در غمت زد و پا استوار کردگر دست می نگیری در پا میفکنش
۳
ما عهد اگر نه با سر زلف تو بسته ایمبی هیچ موجبی چو سر زلف مشکنش
۴
هر دل که هست بسته زنجیر زلف تونتوان نگاه داشت به زنجیر در تنش
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth