خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۵۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم امروز و دلی زانده گیتی به دو نیمبیم آنست هنوزم که به جان باشد بیم
۲
نه مرا مسکن و ماوی،نه مرا خانه و جاینه مرا مونس و غمخور،نه مرا یارو ندیم
۳
بردلم حسرت اصحاب بلایی ست بزرگبر تنم فرقت احباب عذابی ست الیم
۴
که گمان برد که افتم من مسکین هرگزبه چنین رنج و مشقت ز چنان ناز و نعیم؟
صفحهٔ ۱ از ۷