خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۶۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرچه فرّ و جاه قدرست ای همایون بارگاهدر حریم حضرتت جمع آمد از اقبال شاه
۲
در ازل چو نقش نیرنگ تو می زد نقش بنددولت اندر آستانت کرد خود را جایگاه
۳
بر فضای ساحت قدر تو گردون راست رشکدر پناه کبریای توست گردون را پناه
۴
شیر شادروانت از ثور و حمل گیرد شکارآهوی ایوانت از خلد برین جوید گیاه
صفحهٔ ۱ از ۶