شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۹۳

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امام عالم و مفتی وقت محیی الدینتویی به اسب و رخ از کاینات گشته فره
۲
به مدح تو دو سه نوبت قصیده ها گفتمنکرد سعی تو از کار من گشاده گره
۳
ز پیش منبرت امروز مردکی بر خاستکه توبه می کنم از کرده ها تو گفتی زه
۴
ز مردمان تو زر و جامه خواستی و همهبه طبع و طوع بدادند بی لجاج و سته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth