خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۹۴
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صفی دین پس ازین زخمهای بی شفقتز دست چرخ هنوزم نمی رسد ناله
۲
بجز شماتت و یأسم نداد وعده تواز آن سپس که دو ماهش گذشت از هاله
۳
جواهری که ز مدح تو نظم می کردمسخات در دل من سرد کرد چون ژاله
۴
چه سودم از ید بیضا چو تو نمی دانیبیان و حجت موسی ز بانگ گوساله
صفحهٔ ۱ از ۲