خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۱۰۶
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر ملوک جهان شهریار روی زمینتویی که از تو بنازد کلاه و تخت مهی
۲
همیشه کار تو این است و کار توست خود اینکه کشوری بستانی و عالمی بدهی
۳
تو از کرم شده ای سرخ روی چون گلنارز ممسکی دان گر زرد روی ماند بهی
۴
ز توست دولت و محنت مگر که روز و شبیتو راست رتبت و رفعت مگر که مهر و مهی
صفحهٔ ۱ از ۳