شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۱۰۷

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خسروی که درگه قدر تو را سپهرتا روز حشر مقصد اهل زمانه کرد
۲
غوغای فتنه دست به جایی که بر گشادحزم تو دفع آن به سر تازیانه کرد
۳
پرواز کرد گرد جهان طایر جلالتا در پناه دولت تو آشیانه کرد
۴
در خون بدسگال تو حزم بهانه جویهر قصد بد که آن بتوان بی بهانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth