خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای همایون نظر، از من نظری باز مگیرطوطیم در قفس از من شکری باز مگیر
۲
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگریچون جگر میخورم از من جگری باز مگیر
۳
شب امید مرا، روز دلفروز توییبنما روز و نسیم سحری باز مگیر
۴
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر استتو ز من پا به امید دگری باز مگیر
صفحهٔ ۱ از ۲