خلوتی با حکیم نزاری
بخش ۱۲ - یار عهد جوانی
دستورنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عهد جوانی چنان بودمیکه از سایه خود رمان بودمی
۲
ملول از خود و از همه کس نفوربه اندوه نزدیک از انبوه دور
۳
چنان فکرم از خویشتن میربودکه آسایش از خواب و خوردم نبود
۴
به سودا چنان مشتغل بودمیکه بیبهره از آب و گل بودمی
صفحهٔ ۱ از ۴