خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیدانم که او تا کی پی آزار خواهد شدنگوید این دلم آخر از او بیزار خواهد شد
۲
بدین خو چند روزی گر بماند از جفای اوتنم بیمار خواهد گشت و جان افگار خواهد شد
۳
به خواب مرگ شد بخت من و گویند یارانمکه تو فریاد و افغان کن که او بیدار خواهد شد
۴
مکن بهر خدا عزم گلستان با چنین روییکه دانم باغبان شرمنده از گلزار خواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲