شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۴۴ - دل زنگار خورده

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نامه ای دارم سیه تر از شب تاریک رنگبا وجود از تو نیم نومید یارب هیچ رنگ
۲
از سیه روئی محشر یادم آمد نیمه شبروی زرد خویش را کردم به اشک سرخ رنگ
۳
یک نظر سوی مس قلب پلیدی کار منتا نماند در دل زنگار خورده هیچ رنگ
۴
یا رب این بار امانت بس گران است چون کنممرکبم از حد فزون بیطاقت و زار است و لنگ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth