شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۴۷ - پهلوی دل

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دللیک میترسم، شود پیوسته در پهلوی دل
۲
دل ز من گم گشت اکنون روزگاری شد که غمگرد کویش دربدر گردد به جست و جوی دل
۳
گل رخان را باید از غنچه وفا آموختنکو به بلبل تا دم آخر نماید روی دل
۴
گر سگ کویش کند دیوانگی نبود عجبچون دل من همدمش بود و گرفته خوی دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth