شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می‌جویم

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خود مشغول می‌گردم که از خود یار می‌جویمگهی در دل گهی در سینه افگار می‌جویم
۲
دمی کو هست پیشم تا نگردد هیچکس آگههمی‌گویم نشانش از در و دیوار می‌جویم
۳
ببین در سر چه‌ها دارم زهی فکر محال منره و رسم وفا زان کافر خونخوار می‌جویم
۴
ترا از من همی‌جستند مردم پیش از این اکنونهمی گردم به هر جانب ترا ز اغیار می‌جویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth