شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۷۴ - بی وفا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌وفا یارا چنین تا کی جفا‌کاری کنی‌؟نیست وقت آن که به یک خنده وفاداری کنی؟
۲
این چه قسمت باشد ای بی‌رحم انصافی بدهبر من مسکین ستم با دیگران یاری کنی
۳
با وجود مردم دیگر نمی‌دانم چرامیل دائم جانب رندان بازاری کنی؟
۴
وقت آن آمد که دستی بر دل زارم نهیخون شد از دست تو دل تا چند خون‌خواری کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth