خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گواه است بر درد پنهان مندل و چشم بریان و گریان من
۲
کنارم غدیری شود هر صباحز چشمان سیلاب باران من
۳
به جانت که مردم ز هجران توچه گویم دگر آخر ای جان من
۴
به بوی تو زنده ست مسکین تونسیمی فرست ای گلستان من
صفحهٔ ۱ از ۳