خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکینخوش است آن لبان باریک و خوش آن دهانِ شیرین
۲
خوش است آن بر و بنا گوش و میانِ طاق ابروخوش است آن بن دو بازو و سرو دو دستِ سیمین
۳
عجب از کسی بمانم که بدید و خواهد اکنونکه دگر جهان ببیند به دو دیده جهانبین
۴
به حیاتِ اهل معنی که تصوّرم نبنددچو تو صوتی که باشد به نگارخانۀ چین
صفحهٔ ۱ از ۳