خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دادخواه زِ دستِ تو میروم سویِ اردومگر خلاص دهندم ز پای مالِ غم تو
۲
به آن امید که یرغوچیانِ حضرتِ اعلابه حکم یاسه روانت در آورند به یرغو
۳
به خیره چند کُشی بیگناه خلقِ جهان رابه تیرِ غمزه ی خونریز از آن کمانِ دو ابرو
۴
من از ولایت اینجوی پادشاهِ جهانمخراب شد ز دو هندویِ تو ولایت اینجو
صفحهٔ ۱ از ۳