خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رووه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو
۲
گه لبکش مزیدمی گه زنخش گزیدمیگه گلِ وصل چیدمی رنگ به رنگ بو به بو
۳
گه شکرش ربودمی گه کمرش گشودمیگاه ز وصل سودمی سینه به سینه رو به رو
۴
هم چو قدش ندیده ام سرو به هیچ بوستانگر چه بسی بگشته ام باغ به باغ جو به جو
صفحهٔ ۱ از ۲