خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکوبه یادِ رویِ تو ساغر به دست امّا کو
۲
شرابِ راوق و آوازِ چنگ و ضربِ اصولمن و تو و دو حریفِ دگر دریغا کو
۳
به کامِ دل ز فلک داد عیش بستانیمبه یک صبوح ولی مجلسی مهیّا کو
۴
چه چاره کردم و دریا نمی شود مغلوبکه در کشم به دمی کشتیِ چو دریا کو
صفحهٔ ۱ از ۳