خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنوامشب از بهرِ خدا مرحمتی کن بمرو
۲
امشبی باش که فردا به تو تسلیم کنمجان و دل هر دو به دستِ تو نهادیم گرو
۳
هم چنین کُنجِ من آراسته می دار چو گنجهر کجا شمع بود خانه نباشد بی ضو
۴
گر نخواهی برِ ما بود و بخواهی رفتنوایِ من بر تو هلاکِ منِ مسکین به دو جو
صفحهٔ ۱ از ۳