خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرا در آتش هجران سراپا سوختهبعد ازین چیزی نماند از من بتا ناسوخته
۲
بیش از این پروای کار خود ندارم چون کنمهستم از تشویش چون پروانه پروا سوخته
۳
بر جمال شمع رویت در شبستان فراقمرغ جانم بال و پر پروانه آسا سوخته
۴
شد دلم مایل به روی آتش گلرنگ توزان که باشد قابل آتش در اصلا سوخته
صفحهٔ ۱ از ۴