خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دوستی تو می خورم بادهوز غایت شوق در خود افتاده
۲
شوریده دماغِ مستِ لایعقلسر بر قدمِ خیال بنهاده
۳
دل پیش روانه گشت و جان از پسدر صحبتِ نامه شد فرستاده
۴
در بند تو مانده ام نمی دانمکاین عقده شود اگر نه بگشاده
صفحهٔ ۱ از ۳