خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر وصال تو روزی شود دگربارهبه قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره
۲
به رغم جانِ رقیبت چهگونه میخواهمکه خاک بر سرِ آن ظالم ستمگاره
۳
دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخالگرفته دستت و بوسیده باز چون یاره
۴
به حسنِ تو نبود دلبری جفا پیشهبه بخت من نبود عاشقی جگرخواره
صفحهٔ ۱ از ۲