خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دام عشق درآویختم دگربارهز شهر فتنه برانگیختم دگرباره
۲
هزار بار همه خاکِ آستانة دوستبه خونِ دیده برآمیختم دگرباره
۳
چو پیش ازین که برآشفته بودم از مردمنفور گشتم و بگریختم دگرباره
۴
نزاریا چه کنی قصّه هم چنان میگویبه دامِ عشق درآویختم دگرباره
صفحهٔ ۱ از ۱