شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از برت می‌روم به ناچارهطمع از جان بریده یک باره
۲
تا کجا سر برون کند مجنونکه شد از کویِ لیلی آواره
۳
از بلایی چنین که پیش آمدبوده‌ام ترس‌ناک همواره
۴
تا کند احتمالِ دردِ فراقکو دلی بردبارِ خون‌خواره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth