شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانهز بامداد کند چشمة حیات روانه
۲
به جمع کردنِ اصحاب قاصدی بفرستدچنان که عذر کسی نشنود به هیچ بهانه
۳
حریف را که کند کاهلی سزا بدهندشبه زور موی کشانش برون برند ز خانه
۴
اگرچه هر که به عنفش بری به حلقه ی مجلسیقین که نیست حریفانه بل بود خرفانه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth