خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صورت خیالت در پیش من شرابیوی پرتو جمالت در چشمم آفتابی
۲
از چشم پرخمارت در مغزِ من بخاریوز زلفِ تابدارت در جانم اضطرابی
۳
شبهای تا به روزم از دیده رفته سیلیوز تابِ آتش تب در دل فتاده تابی
۴
از سوز سینه بسته وز درد دل گشادهبر هر نفس شراری وز هر مژه زهابی
صفحهٔ ۱ از ۳