شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش من بودم و خورشیدی و خوش مهتابیبر کف از مشعله ی آتش رخشان آبی
۲
مجلس آراسته از طلعتِ خورشید و چو ماهساقیی پیش و چو کوه از پسِ در بوّابی
۳
کردمی سجده چو ساقی به من آوردی میکشتیی پر که چو بحرش نبود پایابی
۴
پیش ابرویِ بتی سجده توان برد که نیستجز مگر در حرمِ کعبه چنان محرابی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth