شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ یاری بود که برگردیبعدِ چندین که دوستی کردی
۲
از تو گو روزگار برخور ، مابرنخوردیم و خونِ ما خوردی
۳
دلِ خلقی بسوختی آخِرتا کی ای شوخ نا جوان مردی
۴
تو بدین جفتِ چشم و ابروی طاقرستخیز از جهان برآوردی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth