خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نه آنم به حقیقت که تو می پنداریبی خبر باش گر از من خبری می داری
۲
باز پرداخته ام دانش خودبینی خویشاز من ای یار نیاید که به من هیچ آری
۳
خودی تو همه هیچ است همه گویی او بودپس چرا هیچی خود با همگی نسپاری
۴
با کسی باش که پاینده جز او نیست کسیعمر حیف است که بیهوده به خود بگذاری
صفحهٔ ۱ از ۳