خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش راخود زدم آتش به دست خود گیاه خویش را
۲
شکوهای در دل گذشت از هجر او تیغم سزاستهیچکس چون خود نمیداند گناه خویش را
۳
همچو خوابآلوده از کاروان افتاده دوردر تماشایش نظر گم کرده راه خویش را
۴
میشود معلوم سوز سینه از دود جگرهمچو مشک آوردهام با خود گواه خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲