خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت مااز روی هم نوشته قضا، سرنوشت ما
۲
چون دانه دل به خوشه و خرمن نبستهایممحتاج آبیاری برق است کشت ما
۳
انصاف بین که سوی تو رضوان چو دید، گفتچون عارضت گلی نبود در بهشت ما
۴
تا از فروغ روی تو بتخانه درگرفتآتش به کعبه تحفه برند از کشت ما
صفحهٔ ۱ از ۲