خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عافیت سینهخراش جگر ریش من استنیکخواهم بود آنکس که بداندیش من است
۲
نه ره کعبه بریدم نه در دیر زدممرغ نگذشته ازین راه که در پیش من است
۳
نیستم نیست به ارباب تعلق ز جنونهرکه بیگانه شود از دو جهان خویش من است
۴
رو به سوی حرم و سجده به خاک در بتدر کفم سبحه ولی دین بتان کیش من است
صفحهٔ ۱ از ۲