خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکستخون پیاله ریختی و رنگ ما شکست
۲
آگه نیم که سنگ کجا خورده شیشهامدانم که دل شکسته ندانم کجا شکست
۳
امشب که بود نکهت پیراهن امیدطالع نگر که خار به پای صبا شکست
۴
دامنکشان گذشتی و صد جیب پاره شدبیگانه گشتی و دل صد آشنا شکست
صفحهٔ ۱ از ۳