خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بستبار اوراق تغافل را چرا شیرازه بست؟
۲
ای که گویی نیست با معشوق کاری عشق رامحمل لیلی که غیر از عشق بر جمازه بست؟
۳
در تماشای در و دیوار کوی ساقیاندیده چون خورشید نتواند لب از خمیازه بست
۴
عالم از آوازه رسوایی ما پر شدهستهرکسی گویا بر این آوازه صد آوازه بست
صفحهٔ ۱ از ۲