شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گریه سحر و آه شب دلم شادستچو گل که تازه ز آب و شکفته از بادست
۲
فسردگی به دل بوالهوس میاموزیدکه مرده در روش آرمیدن استاد است
۳
خیال زلف تو ننشسته هرگز از پروازمگو که مرغ هوایی ز قید آزاد است
۴
چو ترکش تو ز پیکان پرست دیده مننیم گر آینه چشمم چرا ز فولادست؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth