خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیستهرکه شد ز اهل سلامت مرد این بازار نیست
۲
کاش یک بار افتدش بر گلشن کویت گذرآنکه گوید سرو را پا هست چون رفتار نیست؟
۳
ماجرای عشق چندان هست کایشان را بس استعاشقان را پرسش روز جزا در کار نیست
۴
غنچه از بهر صبا چیدهست بر هم برگ گلورنه مرغان چمن را آشیان جز خار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲