شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ استچه شد که غنچه صد برگ او به صد رنگ است
۲
ز کودکان نکند مرغ روح مجنون رمهنوز در دل دیوانه حسرت سنگ است
۳
ازآن چو شعله به یکبار در گرفته دلمکه تا به گردن شمع از فسردگی ننگ است
۴
صدای تیشه فرهاد بزم شیرین رابه از ترانه داوود و نغمه چنگ است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth