خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس استفایده انتظار، ترک تمنا بس است
۲
مرغ گرفتار را، حوصله باغ نیستبرگ گلی در قفس، بهر تماشا بس است
۳
خار ره عشق را، در جگر خود شکنکز پی مزد قدم، آبله پا بس است
۴
یوسف اگر همره است، قافله گو امن باشبدرقه کاروان، عشق زلیخا بس است
صفحهٔ ۱ از ۲