خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیستخون جگر به جای میام در ایاغ نیست
۲
شکر خیال روی تو گویم، که کلبهامشب زیر بار منت شمع و چراغ نیست
۳
دایم نظر به پاره دل داشت در کنارآلوده دیدهام به تماشای باغ نیست
۴
دنبال کام خویش به صحرای آرزوبدخو دماغ من به نسیم سراغ نیست
صفحهٔ ۱ از ۲