شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفتهرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت
۲
خون می‌مکد از تیغ شهادت لب زخممتا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت
۳
هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راهبر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت
۴
گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا دهکاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth