شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فلک ز کین به مه فتنه‌جوی من ماندز مهر، طبع محبت به خوی من ماند
۲
لب تو آب حیات است، در دلم منشینکه خون شود می اگر در سبوی من ماند
۳
دمی ز جاذبه شوق من خبر یابیکه بگذری تو و چشمت به سوی من ماند
۴
هلاک سرکشی شمع محفلم کاین طرزبه آشنایی بیگانه خوی من ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth