خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکندروزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
۲
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شدآستین بر آتش من کار دامن میکند
۳
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهایآنکه قندیل حرم را پر ز روغن میکند
۴
باد اگر بر سایه دیوار گلشن میوزدبلبل از کنج قفس بنیاد شیون میکند
صفحهٔ ۱ از ۲