خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماندز صد چراغ یکی زنده تا سحر ماند
۲
ز بس که خون شهیدان ز خاک میجوشدنشان پای در آن کو به چشم تر ماند
۳
بَدم به گل که چو دلهای بیغمان شاد استخوشم به می که به خونابه جگر ماند
۴
ز ضعف تن شدهام آنچنان که افغانمدرون سینه به مرغ شکسته پر ماند
صفحهٔ ۱ از ۲